ترنم دانایی
وقایع آموزشی وپرورشی مجتمع شهید بهشتی(عدل) منطقه مهردشت

رو ش تدریس مبتنی بر بیان فکر ازدهه ۱۹۷۰ به این سو باآثار مایخنبام و گودمن اوج گرفته، وریشه های خودرا تثبیت کرده است این روش دو بعد اساسی دارد : شناختی و اجتماعی .

بعد شناختی مربوط به عملیات فکری دانش آموزان وبیان افکاردر ضمن کار است. یعنی ، یادگیرنده درجریان کاری که انجام می دهند باصدای بلند شرح عملیات نیز می دهد. گاه این عملیات مبتنی برالگو وگاه به صورت مستقل انجام می گیرد.

بعد اجتماعی روش تدریس بیان فکر مربوط به سهیم سازی دیگران در ممحصول اندیشه فردی یااجتماعی است.

دانش آموزان به صورت انفرادی وگاه به صورن گروهی به بیان فکر می پردازند وسعی می کنند دیگران راهم از آنچه درذهنشان می گذرد آگاه سازند . دوبعد ازاین تریس که دربالا اشاره شد ، دانش آموزان راهم از نظر فکری وهم ازلحاظ اجتماعی می پروراند. ونیز ، بردقت نظر ودریافت ارائه بازخورد ترغیب می کند.از اینروست که ، روش تدریس رادر دسته روش های تدریس وین وفعال قرار می دهیم . درادامه خلاصه های روش تدریس بیان فکر عرضه می شود.

درقالب روش تریس بیان فکر ،برنامه درسی به صورتی اجرا می شود که بتواند به رشد مهارت های شناختی به منظور حل مساله دردانش آموزان دبستانی بیانجامد . این روش برای اولین بار ، برای پدید آوری مهارت حل مساله در پسران پرخاشگر به کاربرده شد . تحقیقات انجام شده درباره پسران پرخاشگر نشان داد که تفاوت آنان با پسران غیر پرخاشگر نه فقط در رفتار، بلکه درمهارت های شناختی آنان بوده است . آنان باداشتن هوش کلامی مطلوب ، ازبه کاربردن مهارت های کلامی خود برای حل بررسی ها نشان داد که اگر بتوان از بیش فعالی آنان کاست ، خواهند توانست هوش کلامی خودرابه نحو مطلوب تری برای حل مسائل به کارگیرند. بنا به باور مایخنبام و گودمن  ، کارورزی کلامی می تواند دانش آموزان رابرای حل مسائل شناختی رهنمون گردد . دراین راه وجود الگو برای دانش آموزان بسیار کارساز است افزون براین ، بنابه گفته اسپیواک و شور ،فراگرفتن شیوه اندیشیدن درباره راه های متفاوت برای حل مساله به اعتلای سطح رفتارهای اجتماعی هم کمک می کند. زیرا ، مسائل ازهرنوع که باشند ، دارای منطقی هستند که می توان بادست یابی به آن مساله راحل کرد . منطق حل مساله ازطریق اندیشیدن دست یافتنی است.

روش تدریس بیان فکر پس ازکسب تجربه درکلاس های درس پسران پرخاشگر ، درکلاس های عادی به کار گرفته شده است . روند استفاده از روش تدریس بیان فکر به ترتیب زیر بوده است.

 

 آماده سازی کلاس درس برای اجرای رو ش بیان فکر

کار تلج ، جی و میلبون اف . اظهار  میدارند که دراستفاده از روش تدریس بیان فکر و مشکل  عمده داشتیم . مشکل نخست ، این بود که باید ترتیبی اتخاذ می کردیم که یادگیرندگان بتوانندبرای کسب مهارت شناختی به گفتار معلم یا مربی گوش فرا دهند . مشکل دوم ، این بود که باید معلمان برای الگو سازی طرز فکر یا رفتار شناختی خود آموزش می دیدند . بااستفاده ازبازی های تقلیدی به صورت انفرادی و گروهی می توانستیم ، بچه ها رابرای همکاری درگروه به منظور بیان فکر آماده سازیم . معلمان زیادی هستند که دوست دارند کلاس درسشان آرام و بی صدا باشد . به دیگر سخن ، آنان ازحرف زدن دانش آموزان درکلاس به وحشت می افتند . ولی ، روش تدریس بیان فکر همراه با سرو صدای دانش آموزان ، وگفتار معلم در علم کارایی نشان داد.

برای اینکه معلمان بتوانند از روش بان فکر بهره بگیرند ، انتظار می رود دو قاعده اساسی رادر مدیریت کلاس درس بپذیرند :

  1.  ممکن است ، سروصدای زیادی درکلاس ایجاد شود ولی نتیجه آن می تواند فعالیتی سازنده باشد.
  2.  اگر دانش آموزان اجازه داشته باشند دیدگاه های خودراابراز کنند ، قادر خواهند بود به سوال های بسیارزیادی پاسخ دهند.

 قاعده اول، یعنی برهم زدن اسلوب معمول اداره کلاس درروش تدریس بیان فکر ، درمراحل اولیه کاردانش آموزان ، مدیران کلاس رابر مبنای سوال پرسیدن پیش می برد. برای معلم دشوار است که سوالی بپرسد وپاسخ آن رادریافت نکند . درروش تریس بیان فکر باسوال های مکرری که معلم می کند دانش آموز نمی تواند اززیر بار پاسخگویی شانه خالی کند ووقت خودرا دربی تفاوتی بگذراند. درروش تدریس بیان فکر ، به مانند روش تدریس پرسش وپاسخ ، معلم پس از پرسش سوال باید « زمان انتظار » مناسبی رادرنظر آورد تادر خلال آن مدت دانش آموز خود رابرای پاسخ دادن آماده کند. درعین حال ، شایسته نیست که بی مورد اززمان انتظار بیش ازاندازه استفاده شود .

معلمان برای موفقیت در اجرای روش تدریس بیان فکرباید ازالگوی مدون پیروی کنند وازعناصر الگوتخطی نکنند. ازعناصر الگوی روش تدریس بیان فکر ،تاکید برفرایند ، نه به نتیجه کار ، تولید و پذیرش راه حل ها ، ونیز پیش بینی موانع است . معلمان دربیشتر موارد عادت دارند یادگیری دانش آموزان را باتوجه به عملکرد یانتایج کارشان  ارزشیابی کنند . معلمی که ازروش بیان فکر بهره می گیرد باید به فرایند کار بیشتری توجه داشته باشد. ازروش های دیگر ی که به معلم دراجرای روشتدریس مبتنی بربیان فکر کمک می کنند واورا متوجه فرایند تفکر می کنند ، روش یورش فکری است . ازاین روش می توان برای تولید وارزشیابی راه حل ها بهره گرفت . 

رخداد های مربوط به یک تمرین درباره بیان فکر

 تمرین موردنظر مربوط به درس ریاضی است . هدف آن است که دانش آموز بارنگ کردن تعدادی مثلث ، تصویر پنهان راظاهر سازد. معلم می گوید : دربرگه ای که پیش رودارید ، باید مثلث هارارنگ بزنید . پس ازآن که رنگ آمیزی مثلث ها تمام شد ، تصویر نمایان می شود . معلمی که بیان فکررادرقالب الگوی حل مساله ارائه می دهد بدین ترتیب عمل می کند ، می گوید مسئله من چیست ؟ من باید مثلث ها را رنگ بزنم تاتصویر موردنظر نمایان شود . به چه شکل می توانم این کاررا انجام دهم ؟ نخست ، مثلثی بالای صفحه رسم می کنم تاراموش نکنم که فقط باید مثلث ها رارنگ بزنم . سپس ، ضلع های هر شکل را می شمارم که حتما شکل مثلث رارنگ بزنم . گاهی هم مثلث ها درکنار یکدیگر ضلع مشترک دارند ، باید راهی برگزینم که ضلع مشتر رابرای هردو مثلث حساب کنم . بااستفاده از این الگو مانع های ذهنی دانش آموزان درایجاد یک طرح ذهنی کاسته می شود .

یکی ازاعمالی که رعایت آن کاررا برای معلم دشوار می نماید ، « ارزشیابی » است . برخی معلمان عملکرددانش آموزان راخیلی سریع موردداوری وارزشیابی قرارمی دهند . بدین ترتیب ایجاد یک مانع ذهنی می کنند . شایسته است ، برای تداوم فکر دردانش آموزان تلاش کنیم ارزشیابی را پایانی ترین عمل خود قراردهیم . دراین میان ، ترغیب و تشویق بیشترین کمک رابه تداوم تفکر می کند .

به تعویق انداختن ارزشیابی فرصتی ایجاد می کن تادانش آموزان به تصحیح رفتار وعملکرد خود بپردازند. معلم باید به ایجاد جومشارکت دربین دانش آموزان کمک کند . دانش آموزان رادرجریان کار تدریس باید به نحوی آموزش داد تا خودشان به مهارتی دست یابند که عملکرد هایشان راارزشیابی کنند وازطریق خود ارزیابی به رفتارهای مورد انتظار معلم نزدیک شوند.

راه  های گسترش مهارت های بیان فکر

روش تدریس بیان فکر به دوشیوه مورد ارزشیابی قرار گرفته است :

  1.  ازطریق آزمون
  2. از راه مشاهده

آزمون های مربوط به روش تدریس بیان فکر نشان می دهد که دانش آموزانی که ازطریق « بیان فکر » آموزش دیده اند نسبت به گروه هایی که بااستفاده ازروش های دیگر مورد آموزش قرار گرفته اند ، درآزمون های ناختی ، بهتر عمل کرده اند . افزون براین ، رفتار اجتماعی ناسبی هم دربین دانش آموزان کلاس های مربوط به روش تدریس بیان فکر پدید آمده است . درپژوهشی که درزمینه تدریس به شیوه بیان فکر به دانش آموزان ناتوان ذهنی به عمل آمد ، تحلیل داده ها نشان داد که این دانش آموزان نسبت به دانش آموزانی که با استفاده ازشیوه های تدریس دیگری آموزش دیده بودند ، ازنظر رفتاری وپیشرفت تحصیلی موفق ترند.

مشاهدات  معلمان هم شاخص های جالبی راازنتایج روش بیان فکر به دست داده اند . روزی یکی از معلمانی که به شیوه بیان فکر تدریس می کرد به مشکلی برخوردکه  مربوط به تکمیل یک شکل هندسی بود . ند نفر از دانش آموزان داوطلب شدند به اوکمک کنند ، وگفتند : « خانم جای نگرانی نیست ، ما به شما کمک خواهیم کرد . چرا پیش ازرسیدن به وسط شکل ، حاشیه آن راتکمیل نمی کنید ؟ » دانش آموزانی درکلاس اول دبستان به خانم  معلم کلاس گفتند : « خانم ، چرا شما هم مثل ما به بیان فکر اقدام نمی کنید ؟ » دانش آموزانی کلاس احساس کرده بودند که معلمشان اعتماد به نفس لازم را دراین زمینه ندارد . ارزشیابی یک دانش آموز کلاس دوم  که تلاش می کرد تصاویر اشکال هندسی راروی تخته بچسپاند ، به این صورت بود : « چگونه عمل کرد ؟ خیلی ناجور . چون بی دقتی کردم وتصویرها رازمین ریختم . خوب ، ولی اگر طرح دیگری برای  چسپاندن آن ها داشته باشم فکر می کم موفق خواهم شد . »

دانش آموزن از این گونه گفتارها وسوالهایی که نسبت به عملکردشان دارند،دست به خود آموزی میزنند.این سوالها وگفتارها به دانش آموزان یاری می کند تاشیوه نظارت بر کاربرد طرح هاو نقشه های خود را یاد بگیرند. ما هم  باید این واقعیت را بپذیریم  که اشتباه کردن بخشی از جریان حل مساله است . احمدزاده ، دانش آموز کلاس پنجم  ،  قراربود شکلهای هندسی متفاوتی را در یک برگ کاغذ بکشد ، او پیوستهراخراب یا پاره میکرد و از دوستان یا معلم کاغذ میگرفت .او با خود گقت باید کاری کنم دی گر خراب کاری نداشته باشم . واز آن به بعد به دقت در کارش  افزود.

از اهداف روش تدریس بیان فکر، کمک به دانش آموزان برای ارز شیابی یا خود ارزشیابی عملکرد است . بدین مقصود ، معلمان باید نخست الگوی چنین کاری را به دانش آموزان نشان دهند . معلمی برای نشان دادنالگوی خود ارزشیابی به دانش آموزان درس ریاضی در زمینه ضرب اعداد دو رقمی به این صورت عمل کرد : «چکار کردم ؟ چرا این اعداد را روی  تخته نوشتم ؟ برای ضرب فقط باید از تخته یاکاغذ استفاده کنم ؟ نه ماشین حساب چه طور ؟ اگر ماشین حساب نباشد چکار بایدکرد؟ از ذهنم استفاده کنم ، چطور است؟ خوب ، به امتحانش می ارزد.»

 

 

 

 

ترس ازتفکر

بررسی شیوه رفتار والدین ، اطرافیان ،معلم دانش آموزان نشان می دهد که درسطح گسترده ای تفکر با اندیشیدن مورد توجه قرار نمی گیرد . این امر ، امکان دارد دلایل یاعوامل گوناگونی داشته باشد. یکی از آن عوامل ترس از تفکر یااندیشیدن است . تفکر نتایجی به دست می دهد یامتغیرهایی رابه دست می دهد که مستلزم توجه وعمل هستند ، ازاینرو  ، بسیاری ازافراد به دلیل گرفتار نشدن دردام عمل ازفکرکردن پرهیز می کنند وامور رابه دست حوادث می سپارند . به واقع  ، آنان مسیر زندگی خویش راطرح ریزی و ابزارهای پیشرفت خود راپیش بینی نم کنند . روند وسیر حوادث ورخدادها هستند که چنان کسانی را ازسویی به سویی می کشانند. به هرروی ، اگردرنظام رسمی آموزش وپرورش  ،  معلم رابه عنوان عامل تعلم وتربیت درنظر آوریم . بسیاری ازاین معلمان عامل هم به تفکر بهایی نمی دهند  ، نه ازآن رو که اهمیت ندارد ، بلکه ازاین دیدگاه که ازاندیشیدن می هراسند.

بسیار ازمعلمان اجرای جریان های عادی راراحت تر می پندارند وبسیاری فاقد روح نوجویی هستند. ممکن است  ، عده ای ازاین معلمان درعالم نظری حامی تفکر باشند ، ولی آنگاه که پای عمل پیش می آید ، ازترس جا می زنند.

عده ای ازمعلمان ازاینک روش جاری تدریس خود رابرهم بزنند وشیوه دیگری راجایگزین کنند نگران می شوند . این گروه براین باورند که همین روشی که پی گرفته اند کارآیی لازم رادارد. بعضی دیگر از معلمان بنابه حکم تجربه حرفه ای خود ، دست ازروش های جاری ورفتارهای معمول برنمی دارند. آنان ازاینکه بیان فکر واندیشیدن را به کار گیرند وحاصل فرایند آن گونه ای اصلاح دررفتار رابطلبد ایستادگی می کنند. این گونه معلمان باتوجه به روشی که پیش گرفته اند محصول اندیشه های خود و دیگران رابه دانش آموزان انتقال می دهند وانتظار هم دارند دانش آموزان آن ها رابه خوبی ودرستی به حافظه بسپارند. روش تدریس بیان فکر  ، روش هدایت شده تفکر است وتفکر تمرکزی است . بدین سبب ، می توان بااین روش  ، معلمان راازترس محصولات فکری کنترل نشده وارهاند.

بااین همه  ، نباید چنین پنداشت که از میان معلمان  ، کسانی هستند که به تفکر ارج بگذارند و اندیشیدن رادرکلاس درس تشویق وترغیب کنند. معلمانی هستند که از هر فرصتی که پیش می آید دانش آموزان رابه فکر کردن وا می دارند  ، وآن معلمان خودشان هم از هرگونه مطالعه وکسب مهارت در زمینه پرورش قوه تفکر دریغ نمی کنند ، مشکلات ودشواری های زندگی  ، وضع حقوق ومزایا چنان معلمان راوادار نمی کند که ازشیوه گزینی درست برای تدریس باز ایستند . چون آنان می دانند هرکاری که دراین باره انجام دهند ثمره آن متوجه پیشرفت فرهنگ سازندگان جامعه که جوانان هستند خواهد شد . گفتنی است معلمانی ازاین دست براین گفته « برتراند راسل » راکه  « مردم روی زمین ازفکرکردن بیشتر ازچیزهای دیگر می ترسند ، بیشتر ازانهدام یاحتی مرگ » . قلم بطلان می کشند .

 

شیوه دست یابی به کنترل تفکر

منظور ازکنترل تفکر  ، مانع شدن ازتفکریاایجاد سدی برای اندیشیدن نیست ، بلکه موردتوجه قرار دادن جریان تفکر است . درروش تدریس بیان فکر تلاش می شود ، باکنترل فرایند تفکر ازانحراف فکری وحواس پرتی وکم توجهی یادگیرندگان پیشگیری شود. این گونه کار ، روند سیستماتیک یانظام دار دعوت وترغیب به تفکر می باشد . درمقابل روش سیستماتیک  ، روش غیرسیستماتیک قراردارد که یادگیرندگان بنا به تجربه برای تفکر خود نظامی معین پدید آورده اند . به هر روی  ، این دوشیوه رامی توان درفرایند کارروش تدریس بیان فکر قرارداد. برای کنترل تفکرروندی شبیه به جریان زیر را می توان درنظر آورد . این روند رایادگیرندگان هنگام رویارویی بامسائل باخود درمیان گذاشته یابه خودشان بازمی گویند.

  1. مسئله چیست ؟ آیا می توان آن رابه مسائل کوچک تر تقسیم کرد ؟
  2. این مسئله باکدام یک ازمسائلی که درگذشته تجربه کرده ام  ، شباهت دارد ؟
  3. این مسئله ، چه شباهت هایی باسایر مسائل دارد ؟
  4. اختلاف اساسی درچیست ؟
  5. این اختلاف یاتفاوت چه چیزی راسبب می شود ؟اطلاعات تازه یاروش تازه برخورد مسئله وجوددارد ؟
  6. آیا باید مسئله رادوباره تعریف کنم ؟

برخی یادگیرندگان درپی گیری روند اشاره شده دربالا دچار ضعف هایی هستند . گاه بدون تعریف مسئله برای خود ، تلاش می کنند به راه حل برسند ، وبدون گرد آوری اطلاعات یا بررسی جوانب مسئله می خواهند پاسخ مسائل را ارائه دهند . به همین ترتیب ، بی آنکه تلاش کنند یک مسئله پیچیده را به صورت ساده دربیاورند والگوسازی کنند ، فکرخودرادچار اشتغالات زیاد می نمایند.

آنچه دراین میان حائز اهمیت است  ، ترتیب احساسات یادگیرندگان است ، تاازروی هیجانات برآمده از مواجه یا مسئله یاتکلیف دوری جویند.شایسته است ، بادرنظرآوری عواطف واحساسات یادگیرندگان به ارائه درس اقدام کرد . « معلمانی که صمیمانه میل دارند شاگردان رابه فعالیت های فکری تشویق کنند ، بایداین نکته رابه خاطر داشته باشند که به فکر واداشتن وبیان کردن فکر  ، چیزی نیست که معلم بتواند به دلخواه به شاگردان تحمل کند . همان طور که ، آزادگذاردن پژوهندگان ورزیده  ،  درتعیین وضعیت کار امری عاقلانه است ، درموردشاگردان کم تجربه ، راهنمایی ، تحریک وتشویق ضرورت دارد. شاگردان برای تکمیل وتمرین روش ها وعادات مربوط به تفکر ، نیاز به فرصت های بی شماردارند. « اگرتشویق وترغیب درست مورد استفاده قرار گیرد ، بارعاطفی مثبتی درسوق دادن دانش آموز به بیان فکر خواهد داشت. درادامه  شیوه تشویق وتحسین درست ارائه می شود ، اسلوب مورد نظر عبارتند از :

  1. به صورت مشروط ارائه شود .
  2. برمبنای معیاری تعریف شده ، ارائه گردد.
  3. مبتنی برپیشرفت یادگیرنده باشد .
  4. دانش آموزان را متوجه اعمال خودشان بکند .
  5. دانش آموز این حس رابکند که کارهایی  ارزش پاداش داشته اند .
  6. دردانش آموز ایجاد حس اعتماد به نفس کند .
  7. به رفتارهایی ازدانش آموز که شایسته تحسین است ، اشاره شود .
  8. فراوانی ارائه پاداش به نحوی باشد که برای یادگیرنده ، برانگیزنده باشد .

 

راهبردهایی برای کمک به پرورش اندیشیدن وبیان فکر

تفکر بااستفادهاز محرک های متفاوتی حاصل می شود. شاید بتوان گفت قاعده مندی خاصی که همه جا صادق باشد وبه کار تحریک تفکر بیاید وجود ندارد . درعین حال ازقواعد راهبردهای ویژه ای که تجربه شده است می توانیم بهره گیری کنیم. مفید است معلمان رو یه زیر رادرآموزش تفکر وبیان فکر پیش گیرند :

  1. معلم باید دانش آموزان رابه ترتیبی بامسائل روبرو کند که باتجارب روزانه شان سازگار باشد .
  2. معلم باید به جای سخنرانی کردن وارائه یافت های علمی به صورت اماده باید تلاش کندسوال هایی بپرسد که دانش آموزان ازراه اندیشیدن وبیان افکارشان راه حل مسائل رانشان دهند .
  3. ازدانش آموزان باید به گونه ای سوال پرسید که به پایان فکر بیانجامد ، سوال هایی که پاسخ « بله » و « خیر » داشته باشند به بیان فکر منجر نمی شوند .
  4. دانش آموزان رابای کمک کرد تا آنچه می اندیشند ودرمی یابند به زبان آورند .
  5. باید به یادگیرندگان یاری کنیم - درصورت داشتن مشکل بیان فکر - بااستفاده ازالگویی که ارائ می دهیم به بیان فکر بپردازند .
  6. به دانش آموزان باید کمک کرد تا مسئله یاتکلیف مورد نظر را به خوبی تحلیل وتعریفی برمبنای آن ارائه دهند.
  7. توجه ویژه ای برای افکار وکارهای دانش آموزان مبذول نیست . چون احتمال دارد یادگیرندگان از محور موضوع مورد مطالعه دور شوند .
  8. راهبردهای تفکر وبیان فکر رانباید به طور یکجا عرضه کرد ، ارائه تدریجی آنها وتمرین به موقع بسیار سودمند وکارساز است .
  9. اگر احساس شود که دانش آموزان اشتیاق کمی به مسئله دارند ، ضروری می نماید تمهید ویاچاره ای اندیشید که اشتیاق آنان رابرانگیخت .
  10. این احتمال وجود دارد برخی معلمان نتایج حاصل از تفکر دانش آموزان را ناچیز بپتدارند ، ولی هرچه باشد ، این نتیجه بسیار ارزنده است.

 

 مراحل اجرای روش تدریس مبتنی بر بیان فکر

 مرحله نخست : تشخیص مسئله

دراین مرحله تلاش می کنیم به دانش آموزان کمک شود تا مسئله ارائه شده را ، مشخص کنند. منظور از مشخص کردن مسئله  ، ایجاد این احساس دریادگیرنده است ، « مسئله ای که پیش رو دارم مربوط به خودم است نه آن که ازبیرون  ، کسی حل کردن آن را به من تحمیل کرده است » . باشخصی شدن مسئله ، دانش آموز بابیان این جمله سوالی  ، « مسئله من چیست ؟ » شروع به کار می کند .

 

مرحله دوم : شیوه حل مساله

درمرحله حاضر ، یادگیرنده راتحریک می کنیم ازخود این سوال رابپرسد : به چه شکل می توانم مسئله حاضر راحل کنم ؟ باپرسیدن این سوال یادگیرنده به جستجوی راه حل یاارائه طرح برای حل مساله می پردازد . هنگامی که دانش آموز ان عمل بیان فکر را به طور مستقل انجام می دهند آنان راباید آزاد گذارد تا طرح هایی که به ذهنشان می رسد آزمایش کنند . ولی درجلسه ای که آنان رابرای بیان فکر آماده می کنیم می توانیم راه حلی را از جانب خودمان ارائه دهیم .

 

مرحله سوم : استفاده از طرح عمل

درمرحله حاضر ، سعی می کنیم به این سوال پاسخ دهیم که « آیا ازطرح خود استفاده می کنم ؟ « به واقع این سوال ، اگر پاسخی داشته باشد ، گونه ای بازخوردبرای یادگیرنده تدارک می بیند. دریافت چنین بازخوردی ، اهمیتی به اندازه ارزشیابی درونی وبیرونی دارد. افزون براین ، پرسش وپاسخ گویی به این سوال ، گونه ای آگاهی فراشناختی به بار می آورد .

 

مرحله چهارم : ارزشیابی از عملکرد

برای ارزشیابی عملکرد باید برگشت ونگاهی به عقب انداخت. این همان چیزی است که ، جورج پولیا ،نگاه به عقب یا پس نگری می نامد . منظور او آن است که فرایند حل مساله موردبازنگری قرارگرفته وعملیات ازنظر کیفی وکمی مورد ارزشیابی قرار گیرد.

 

 

منبع : کتاب راهنمای روش های نوین تدریس ( آقای دکتر محرم آقازاده )

[ ۱۳٩٠/۱/۱۳ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مجتمع آموزشی وپرورشی شهید بهشتی منطقه مهردشت با پوشش روستاهای اشن(عدل وشهیددرویشی) گل دره(هدایت وشهیدایزدیخواه) درسال 1389 تاسیس گردید.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب