ترنم دانایی
وقایع آموزشی وپرورشی مجتمع شهید بهشتی(عدل) منطقه مهردشت

وقتی به دنیا آمدم گفتند بگرد که گشتن از آن توست و اکنون از جستجویی نافرجام می آیم که خود را گم کرده ام.از جستجویی که نمی دانم به کجا ختم خواهد شد .
کوله باری نیست مرا جز دوری.
دوری از که از خودم یا خود او ؟ خودش می داند.
حال من گم شده ام .
و تنها می دانم خدا مهربان است ...
زمزمه خواهم کرد همان طور که او از برایم مدام می گوید( هیچ گاه برای پیدا شدن دیر نیست کافی است راهنما را بشناسیم .)

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

[ ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

می گویند روزی پیامبر اکرم صلی الله روزی شیطان را کنار کعبه دید که خیلی ناراحت

 ورنگ پریده هست از او پرسیدچه چیزی تو را ناراحت کرده است وشیطان جواب داد

چند خصلت در مسلمانان وجود داره که مرا خیلی ناراحت می کند و پیامبر صلی الله پرسیدند

آن خصلت ها چیست ؟

شیطان جواب داد:

1-سلام کردن وجواب سلام دادن

2-دست دادن

3- بسم الله الرحمن الرحیم در اول هر کاری گفتن

4-انشالله گفتن در هر کاری

5-توبه کردن بعد از هر گناه

6- صلوات فرستادن بر تو(محمد صلی الله)

(اللهم صلی علی محمد وال محمد وعجل فرجهم)

7- محبت به اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله داشتن

 

 

کجاست منتظر ! چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم،

عزیز من چه غریبی!


 عجیب تر این که چه آسان،

 نبودنت شده عادت!

 چه کودکانه سپردیم دل  به بازی قسمت!

نه کوششی !

 نه تلاشی !

فقط نشسته و گفتیم:

خدا کند که بیایی...

 

[ ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

 

خدایا!!...

 

من انسانم آنگونه ای که تومرا آفریدی . نمی توانم مثل فرشتگانت پاک و آسمانی باشم . گاهی فریب می خورم و گاهی فریب میدهم . گاهی ناشکر می شوم و گاهی خودخواهی وجودم را فرا می گیرد.اما همیشه پشیمان می شوم و به سوی تو باز می گردم چون آغوش تو همیشه باز است...


خدایا!!...

 

می دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور می سازد. پس این بار نیز دست نیاز را به درگاه تودراز می کنم و از کسی خواسته هایم را طلب می کنم که هیچ گاه بر سرم منت نمی گذارد . آرزوهایم رابه تومی گویم . به تو که همیشه دوست منی . عاشق تر از همیشه سر بر آستان ملکوتیت می گذارم ودردل دعا می کنم و از تو می خواهم که اگر به صلاح است دعایم را مستجاب کنی...

 

خــــدایا!!...


سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته ام قنـــوت بگیرم و از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگردر من تازه گردانی.........

 

خدایـــــا!!...

 

عـــــشق بی هوس ، تنهایی در انبوه ، و دوست داشتن بدون آنکه دوست بدارندروزی کن!!..

 

به من توفیق تلاش مقابل شکست، صبر در نومیدی ،رفـتن بی همـــــراه در سکوت ، دین بی دنیا ،ایمان بی ریا ،خوبی بی فداکاری ،کار بی پاداش،روزی کن....


وهمواره با من بمان و تنهایم مگذار...


بگذار نخی به انگشتانم ببندم تا...


هرگز فراموشت نکنم که آرامش دل تنها با یـــاد تو میسر است...

 

توفیقم ده که بیش ازطلب همدردی، همدردی کنم. بیش ازآنکه مرابفهمند دیگران رادرک کنم. بیش ازآنکه دوستم بدارند، دوستشان بدارم زیرادرعطاکردن است که میستانیم ودربخشیدن است که بخشیده میشویم ودرمردن است که حیات ابدی می یابیم

 

خداوندا!!...

 

امروز به تو توکل می کنم مرا به آغوش خود هدایت کن تا احساس امنیت کنم...


مرا در نور خود شستشو بده و بگذار در لذت و خوشی تو غوطه ور شوم. مرا سرشار از آرامش خود کن. مرا در آغوش خود بگیر و با من حرف بزن . بگذار خود را آنگونه ببینم که تو مرا می بینی بگذار نگاهت کنم. بگذار گرمی حضورت را حس کنم و نفست را به آرامی در ذهنم حل کنم. بگذار آنقدر خیره نگاهت کنم تا به رویایی عمیق فرو روم ...


آری به رویایی عمیق.....


زیرا فقط در رویاست که با من حرف می زنی و...


فقط در رویاست که به من می گویی بنده کوچکم دوستت دارم و مراقبت هستم....


می گویی من گاهی از راههایی به ظاهر بی رحمانه هدایتت می کنم اما تـــو نمی توانی درک کنی...


فقط در آنجاست که می گویی تو متوجه نمی شوی که من نگاهت می کنم و می بینم که وقتی راه می روی گاهگاهی زمین می خوری ولی دستت را نمی گیرم تاخودت بلند شوی و دوباره از اول شروع کنی...


اما تو می پنداری که من تو را...


فراموش کرده ام!!!!!!!!!!!!!

[ ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست

 

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره

وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته

وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری

وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده

وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی

وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده

وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی

[ ۱۳٩٠/٧/٢٦ ] [ ٧:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

http://tradea.org/uploads/s/Shortstory/1597.jpg
دویست سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند .
خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت .
دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت ، چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد . دوست دیگر گفت : خرس به من گفت : با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند . به قول حکیم ارد بزرگ : «دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است» .

آن دو همان جا از هم جدا شدند . دوست ترسویی که به بالای درخت رفته بود تا انتهای جنگل می دوید و از ترس زوزه می کشید .

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢۱ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نوی
سم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

 

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢۱ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]


شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات

آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

[ ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

مقدّمه:

استحضار دارید که هر چه نوشتار به گفتار نزدیک تر و ساده تر باشد فهم آن برای خواننده آسانتر است . ساده نویسی خود هنری است ارزنده و درخور ستایش که از هر نویسنده ای بر نمی آید . این پندار که ساده نویسی ، نویسنده را از سبک نویسندگی اش دور می کند درست؟ نیست!مثال(داستان راستان شهیداستاد مطهری)

ـ برای اینکه به اهمیّت و راز و رمز «نوشتن» پی ببریم{چه در دیکته و چه در املا و انشا}

ناگزیر باید بدانیم آن روی سکّه که خواندن می باشد .{پیش نیاز نوشتن خواندن است}

چگونه صورت می گیرد و اگر با دید وسیع و علمی بنگریم بایستی به خواندن توجّه و اهمیّت  مضاعف معطوف نماییم{یعنی : خوب بخوانیم تا خوب بنویسیم}

سوال: کدام نوشته به نظر شما ارزش خواندن را دارد؟

جواب: نوشته ای ارزش خواندن را دارد که سرانجام کارِ خواننده اش را به «اندیشه،تفکر واداشته و در خور تجزیه و تحلیل ، کاربُردی ، تاثیر گذاری همراه داشته و بالاخره  به شکوفایی استعداد و        و نهایتاً به هدف و مقصودمان همان انشا نویسی است » برساند.

·       تعریف انشا و هدف از تدریس آن:

ـ انشا در لغت به معنی ایجاد ، پرورش ، ابداع و خلق کردن است.

آنچه را که امروزه فنّ انشا گفته می شود از نخستین معنای آن«ایجاد» گرفته شده است.

ـ یعنی انشا به معنی ایجاد کلام ، سخن و نگارش آن است و معادل فارسیِ انشا«دبیری» است که به معنی منشی گری و کتابت  می باشد و دبیری فنّی است که انسان به وسیله آن می تواند محتویات خود را روی کاغذ بیاورد.

ـ تعریف علمی انشا: 

انشا یعنی درست اندیشیدن درباره ی موضوعی و آن را روی کاغذ پیاده کردن است .

ـ تعریف انشا در اصطلاحِ ادبیّات به چه معنی است؟

در اصطلاح  ادبیّات ، انشا عبارت است از : نگارش جملات و عباراتی که افکار نویسنده را به صورت روشن و زیبا بیان کند ، که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوش آیند و مطلوب باشد.

·       انشا از نظر لغوی :

انشا در لغت به معنی آفریدن ، آغاز کردن و از خود چیزی نوشتن است و در اصطلاح ادب پارسی انشا نویسی عبارت است از :

بیان خاطره ها ـ پندارها ـ خیال ها ـ  احساس ها ـ عقیده ها ـ مشاهده ها و اندوخته های فکری و ذهن از راهِ نوشتن .

ـ برای نویسنده ویژگی هایی بر شمرده اند که برخی  از آنها فطری و ذاتی و برخی دیگر اکتسابی است .

ـ انشا نویسی تقریباً «همان مقاله نویسی» است.

ـ ساده نویسی یکی از شرایط خوب نویسندگی است.

·       نحوه ی آموزش انشا:

·       مقدمتاً باید عرض کنم برای آموزش، عشق و علاقه و تعامل می خواهد مصداق شعر معروفِ:

(در رَهِ منزل لیلی که خطرهاست به جان                              شرط اوّل قدم آن است که مجنون باشی)

ـ معلّم باید عشق، سوز، علاقه، خلاّق ، صبور ، کنجکاو، تیز بین ، بافهم، مطالعه صاحب نظر، تحلیل گر و منطقی و ... باشد تا در کارش موفّق و کارآمد و تولید محصول عالی نماید.

ـ در آموزش املا مواردی از قبیل رعایت نوشتن تلفّظ کردن نشانه ها و حروف الفبای فارسی وصحیح گفتن و صحیح شنیدن و صحیح دیدن و نوشتن مطرح بوده و لزوماً بایستی رعایت شود.از موارد فوق الذکر و به پاره ای تذکّرات در آموزش انشا تاکید شده که به آنها اشاره خواهد شد و کاربُرد آنها در انشا نویسی از ویژگی و اهمّیت بسزایی برخوردار است.

ـ کاربُرد و رعایت علایم آیین نگارش (. : ؛ ، ؟ ! ()«»[] و..)در انشا بایستی صد درصد رعایت شود . مثال: برای«،» بخشش لازم نیست، اعدامش کنید .   بخشش ،لازم نیست اعدامش کنید.

ـ رعایت پاراگراف ـ پاک نویس ـ کلمات ساده ـ مرکب ـ فعل و فاعل و کامل، نکات دستوری (دستور زبان فارسی)که در آموزش فارسی مدّ نظر بوده در انشاهم کاربُرد دارد.

·       مراحل آموزش انشا درحالت کلی :

در کلاس اوّل ابتدایی تصویر خوانی نوعی انشای شفاهی هست که دانش آموز برداشت خود را از تصویر با بیان یکی ، دو جمله ابراز می کند .

ـ در کلاس دوّم با جمله سازی ها شروع و نهایتاً آمادگی برای انشا نویسی آغاز می شود.

ـ از کلاس سوّم ابتدایی انشا نویسی رسماً آغاز می شود.

ـ کلاس های چهارم و پنجم نیز در استمرار کلاس سوّم انشا نویسی جایگاه خود را پیدا می کند.

ـ مراحل آموزش انشا:

1ـ تصویر خوانی

2ـ بصورت شفاهی               مثال : برای «بابا» جمله ای بگو و بنویس

                                                  شما برای «بابا» جمله ای دیگر بگو .......

                                                  //       //             //      //        // ........

3ـ بصورت تمرین و تکرار(جهت تثبیت یادگیری پایدار ):

مثال: من/ من مادرم/من مادَرَم را/ من مادرم را دوست = من مادرم را دوست دارم.

4ـ با استفاده از کلمات جمله سازی :

بابا: بابا آب داد.

نان: مادر نان در دست دارد .

5 ـ تبدیل جمله سازی به انشا(با استفاده از کلمات هم خانواده):

مقدمه :در ریاضی اوّل شکلی که مثل بقیه نیست، خطّ بزن.

حالا با بیان  کلمات  مترادف از لحاظ کاربُردی و مفهوم :

مثال : ماشین ـ خیابان ـ چراغ راهنمایی ـ پلیس ـ تاکسی ـ مردم ـ دوچرخه ـ خط کش

   ماشین

خیابان       

چراغ راهنمایی

با «و»جملات را به همدیگر وصل و در آخرین جمله نقطه بگذارید.و برای انشای خودتان نامگذاری نمایید. 

 این   روش در کلاس اوّل هم قابل اجراست ، در کلاس دّوم و سوّم جای شکی نیست.

ـ هدفهای تدریس انشا:

1)   دانش آموزان بتوانند آنچه را که می اندیشند و می خوانند به دیگری بگویند و بنویسند یعنی انشا کنند.

2)   دانش آموزانی که تخیّلی قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند ، بشناسیم و در مسیری صحیح و موّفق  هدایت کنیم.

3)   پرورش قوه ی استدلال ، تفّکر و دقّت دانش آموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن و بیان کردن و نوشتن است . {از جمله سازی شفاهی شروع و تا نوشتن مقاله و کسب مهارت در نگارش پیش می روند.} مثال : دانش آموز از روی صفحه ی سفید در کلاس انشا خوانده بود و ...

·       مهارت های مورد نیاز برای نگارش انشا:

1)   فکر کردن پیش از نوشتن (مثال : «در گفتن،ضرب المثلی هست می گویند :«حرف را تو دهانت بپز بیرون بده»

و یا مصداق :« فکر نیکو طرح ها انداخته                      طرح ها را بار ها پرداخته »          تهیّه طرحِ رووس عناوین  و مطالب مورد نظر و مرتبط با موضوع انشا)

2)   توجّه به هدف ، {نویسنده ای که هدف و موضوع را فراموش کند ، قادر به ابلاغ پیام خویش نخواهد بود.}

3)   در نظر گرفتن خواننده (مخاطبانِ ما چه کسانی هستند؟)،{نوشته ای کامل و رسا، حدود اطّلاعات و تجربیات خواننده را در نظر گرفته باشد و نوشته باید مطابق درک و فهم خواننده باشد نهایتاً آن نوشته در خواننده ایجاد انگیزه و علاقه نماید}.

4)   جمله، {هر چه قدر جمله کوتاه تر باشد (به شرط رسا بودن ، مختصر و مفید)پیام زودتر منتقل می شود. به جای حرف ربط از «،» استفاده نماید.}

5)   ساده نویسی: {هر عقل سلیمی ساده نویسی را  می پسندد و پیچیده نویسی را ناپسند می دانند.}

6)   پرهیز از به کار بردن لغات و ترکیبات دور از ذهن ،{لغات و اصطلاحات مشکل را باید آن چنان آورد که برای همه قابل فهم باشد.}مثل روزنامه ها و مجلّات .

مثال : استنکاف : خودداری

مع ذلک : خلاصه

تمرّد : سر پیچی

عن قریب: به زودی

آخر الامر: سرانجام

7)   رعایت قواعد دستور و زبان فارسی و به کار گرفتن شیوه خطّ فارسی.{املای لغات ـ نشانه گذاری ـ فعل و فاعل و...... سر جای خود باشد.}

8)   به کار بردن افعال در جای معلوم{تا آنجا که ممکن است باید از افعال متعددی استفاده کرد.}دانش آموزان کلاس اوّل و دوّم معمولاً این چنین می نویسند:{من کتاب را دوست دارم ـ من مادر را دوست دارم ـ من سگ را دوست دارم ـ و...}

9)   به کاربردن لغات ملموس: {اصطلاحات یا عباراتی که معانی قطعی و مشخص دارند . مثال جاده ی شنی ـ هوای پاک}

10)نشانه گذاری و اهمّیت کاربردی نشانه ها در نگارش .

       11)تجدید نظر و اصلاح ، {پس از نوشتن هر مطلبی لازم است در آن تجدید نظر انجام شود.}

·       چهار توصیه ی راهبردی برای پرورش بهتر مهارت صحبت کردن در دانش آموزان ابتدایی:

1.    دانش آموزان را عادت دهید قبل از صحبت کردن ، درباره ی آن چه که می خواهند بگویند،«فکر کنند» کل مطالب را در ذهن خود طراحی کنند(پردازش) و سپس درباره ی آن حرف بزنند . زمانی  که پرسشی از دانش آموزان می کنید ، بهتر است به آن ها «فرصتِ فکر کردن» بدهید.

2.    از دانش آموزان بخواهید تجارب و حاصلِ مشاهدات خارج یا داخل مدرسه را در کلاس بیان کنند. فرصت هایی فراهم آورید (بستر سازی کنید) تا آنان ، تجارب و مشاهدات خود را در گروههای دو یا سه نفری برای یکدیگر بگویند ، درباره ی کتابهایی که خوانده اند، توضیح دهند یا در باره ی دلیل وقوعِ روی دادِ  نا خوش آیند ، داستان ارائه دهند.

3.    دانش آموزان را تشویق کنید درباره مسایل گوناگون نظر بدهند و افکار و نظرهای خود را در قالب گفتاری مبسوط   بیان کنند ، نه! در قالبِ یک واژه یا یک جمله.

4.    از دانش آموزان بخواهید در هنگام صحبت کردن در کلاس ، از حرکات دست چهره و ... به طور مناسب بهره گیرند تا منظور خود را بهتر به هم کلاسان خود تفهیم کنند.

·       تجدید نظر و بازنگری متن انشا:

-       برای این که متن انشا مطلوب گردد، متن و نوشته را به کسی بدهیم بخواند و از زوایای مختلف و با دید وسیع خود بررسی کرده و نظر دهد ، مشروط بر این که فرد مورد نظر اهل فنّ ، خبره در موضوع و متخصّص باشد.

-       خود نویسنده نوشته ی خود را بلند بخواند ، تا از راه چشم و گوش ، اعصاب ، معایب و کمبود ها را مشخص و سپس برطرف نماید.

-       نوشته را پس از یک استراحت کامل از نو بخوانیم تا کمبودها و مطالب اضافی و  بیشتر خود را نشان دهد و بهتر بتوانیم نوشته ی خود را اصلاح کنیم و تجدید نظر نماییم .

روش تدریس انشا در پایه های مختلف مقطع ابتدایی:

*پایه ی نوشتنِ صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته می شود .

ـ دانش آموزان از سال اوّل ابتدایی می آموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند.{آموزش صحیح نشانه ها (حروف الفبای فارسی)}

ـ در کلاس دوّم علاوه بر جمله سازی و تکمیل جمله های ناقص با کلمه های آشنا جواب سئوالات را به صورت کتبی می نویسند.

ـ و از کلاس سوّم نوشتن انشا عملاً آغاز می گردد.

ـ و در کلاس چهارم و پنجم نیز انشا نویسی و مقاله نویسی انجام می یابد.

روش آموزش انشا نویسی:

آموزش انشا عملاً از کلاس سوّم ابتدایی آغاز می گردد و دانش آموزان ابتدا برای هر انشا طرح ریزی می نمایند و این طراحی در مرحله ی اوّل بطور شفاهی انجام می گیرد و بعد به صورت کتبی در می آید.

ـ هدایت و راهنمایی آموزگاران محترم موجب می شود که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند ، درست ببینند و بیندیشند ، خوب بیان کنند و با قاعده بنویسند . اوّل فکر کنند سپس با بکارگیری اصول آیین نگارش شروع به نوشتن  نمایند.

ـ یکی از شرایط نوشتن ِ انشا ، تسلّط و مهارت یافتن در خواندن است .همان طوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد باید در انشا نوشتن نیز نباید از موضوع خارج شد . برای تنوع در کار ممکن است،در درس انشا از بازی ، داستان گویی نیز استفاده نمود.{گردش علمی ، سیرو سیاحت، اردو،تهیه گزارش بازدید و مهمانی و ...}

·       معیار انتخاب موضوع انشا:

ـ وظیفه معلّم در درجه اوّل انتخاب موضوعی مناسب {نسبت به پایه کلاس}برای انشا است . بطور کلی موضوعات انشا به ترتیب از آسان به مشکل درجه بندی می شود . ساده ترین موضوع ، انشایی است که زیاد به تفکر و تعقل نباشد .

ـ سپس از موضوعات اخلاقی ، دینی ، تربیتی، آموزشی،امیدواری،ادبی، اجتماعی رعایت حقوق دیگران، عبور و مرور از خیابان ، ترافیک ، شهر نشینی، آپارتمان نشینی، دوستی ، همسایگی، نقش معلّم، وظایف دانش آموز، فواید گیاهان، دوستِ خوب  ، کتاب و کتابخوانی، ادامه تحصیل، با سواد بودن، بی سواد ماندن،موضوعاتی که دانش آموزان با آنها درگیر هستند، مشکلات مدرسه و راهکارهای آنها، و موارداین چنینی، برایشان ملموس است و یا توصیفی از مشاهدات و امکاناتی که دیده اند و خیلی از مواردی که شماها بهتر از این ها می دانید و عمل می کنید و عمل خواهید فرمود.

ـ میزان ساعات انشا در کلاس های پنج پایه ابتدایی در برنامه هفتگی :

اوّل(جمله سازی از کتاب بنویسیم)

سوّم (سه ساعت)

دوّم، چهارم،پنجم (دو ساعت)

·       به مواردی که در جمله سازی نباید نمره داده شود.

ـ نکات دستوری ، رعایت علایم آیین نگارش و کاربرد کلمات و موارد لازم بایستی قبلاً توسط معلّم محترم به دانش آموزان خود آموزش داده شده باشد و یاد آوری مجدد نیز از تاثیرات مثبت برخوردار خواهد بود.

به مواردی که نمره داده نمی شود:

1.    اضافه کردن حروف به کلمات در جمله سازی مثال : خانه= من خانه ی سه طبقه خریدم.

                                                                                               من خانه خریدم.(صحیح)

2.    در مواردی که دانش آموز غیر معنی کلمه داده شده را بکار بگیرد.

                                                                             مثال: شادی (خوشحالی)

                                                                             اسم خواهر من شادی است.

3.    در مواردی که دانش آموز، مغایر بودن با ارزش های ِ ، اخلاقی ، اجتماعی ، عُرفی ، شرعی ، بنویسد.

                                                                         مثال : من دزدی را دوست دارم.

                                                                           او در شغل قاچاق موفّق است.

4.    قالبی بنویسد . یعنی در تمام جملات کلیشه ای بنویسد.

                                                                        مثال : من درخت را دوست دارم.

                                                                          من ماشین را دوست دارم.

5.    با توجّه به بارِ (ارزش) کلمات:

                                                               مثال:من به برادرم اعتبار نکرده ام. (بار منفی)

                                                                       من مادرم را دوست ندارم.

6.    به جای کلمات داده شده معنی کلمات را بکار ببرد :

                                                              مثال: برای کلمه «آغوش» جمله بساز:

                                                                         من برادر را بَغل کردم .

7.    عدم تطابق فعل و فاعل :

                                                           مثال: سارا و دارا به بازار رفت(رفتند).

8.    اگر جمله واقعیت نداشته باشد.

                                                             مثال : من ماشین هستم .

9.    عامیانه بنویسد:{تاکید بر کتابت و رسم الخط و با زبان رسمی کشور با توجه به متمرکز بودن آموزشی بسیار مهم است}.

                                                      مثال : دیروز بابامو دیدم.

10.                      تغییر جای فاعل و فعل :

                                                        مثال:پریروز رفتم به مسافرت

11.                      حرف اضافه را درست بکار بَرَد.

                                                      مثال:امین و آزاده با خانه آمدند.

12.                      غلط املایی{در هر درس مهم است}نداشته باشد، نمره نمی برد.

                                                             مثال: مسافرت با هواپیما راهت است.

13.                      «تاکید مهم» علائم نقطه گذاری در آیین نگارش باید رعایت شود ، جا به جا بودن غلط محسوب می گردد.

                                                        مثال: آزاده ! از مدرسه آمد:

·       ا قسام انشا:

1.    انشا توصیفی یا وصفی

2.    انشای نقلی

3.    گزارش نویسی

4.    برگردان شعر به زبان  ساده و نثر امروز

5.    انشا تخیّلی

6.    خلاصه نویسی

7.    نامه نگاری

8.    انشای تحقیقی یا استدلالی

1)  انشا توصیفی یا وصفی:

وصف یا توصیف به معنی تعریف کردن است ، مثل تعریف کسی یا چیزی یا صحنه ای از صحنه های طبیعت و غیره.

-       بطور کلی در انشای وصفی یا توصیفی جزئیات یک منظره یا یک واقعه را وصف می کنیم.

-       بدیهی است که این کار تنها از راه حواس و ادراک امکان پذیر خواهد بود . لذا در چنین انشایی باید با دقّت نگریست،گوش داد، لمس کرد، بوئید، و اندازه گرفت.

-       نویسنده در انشای وصفی یا توصیفی معمولاً از تخیل یا خیال پردازی های خود استفاده می کند و نوشته ی خود را تزئین کرده و دلپذیر می کند .

2)  انشای نقلی :

در انشای نقلی ، نقلی از کلمه ی نقل است و آن بیان کردن سخن یا قول فردی است برای شنوندگان و یا شرح دادن و حکایت نمودن بخش از تاریخچه ی زندگی و سرگذشت کسی یا کسانی برای خوانندگان و مخاطبان  که این گونه انشاها را انشای نقلی می گویند.

                   مثال: زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا(س)

                             حکایت شیرین و فرهاد

       در انشای نقلی باید قبلاً با مطالعه کتابها و نشریات مناسب و مراجعه به منابع و مآخذ مربوطه و سایت های مرتبط اطلاعات کافی در خصوص موضوع مربوطه را بدست آوریم و پس از گذراندن مراحل طرح بندی ، ترتیب بخشیدن و ویراستاری آن را پاکنویس کرده و انشا نقلی خود را ارائه دهیم . انشای وصفی ساده ترین نوع انشا است .

3)  گزارش نویسی:

گزارش خوب، گزارشی است که با دقّت ، مختصر، مفید، واضح و صریح و آشکار نوشته شود . و دارای مراحلی هست.

1.    گردآوری اطّلاعات

2.    تهیّه طرح برای نوشتن

3.    تهیّه پیش نویس و اصلاح پیش نویس

4.    از نظر املایی و انشایی و نگارش

5.    و ارائه گزارش(در کلاس ، سالن)

4)   برگردان شعر به زبان ساده و نثر امروز:

این نوع انشا از کلاس دوّم آغاز می شود . مثال شعر : روباه و زاغ را به نثر امروز بنویس.

5)   انشای تخیّلی:

انشای تخیّلی همان  انشای نقلی است که ساخته ی ذهن فرد است . انشای تخیّلی محصول ذهن و ساخته و پرداخته ی افکار دانش آموز است .

مثال : سرگذشت تخته سیاه کلاس را بنویسید.

6)  خلاصه نویسی:

خلاصه کردن یک کتاب و یا یک مقاله نوعی از انشا نویسی است . خلاصه نویسی موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش اندیشه در مورد موضوع های گوناگون می گردد . در خلاصه نویسی باید موارد زیر را رعایت نمود:

1.    باید مطالب مهم و اصلی نوشته یا کتاب حفظ شود . (لُپّ مطلب)،(عصاره)

2.    باید اصالت کتاب یا مقاله و همچنین سبک نویسنده حفظ شود.

3.    باید نکته ی اصلی که مربوط به هدف نهایی نویسنده است مورد غفلت قرار نگیرد.(پیام نویسنده)

4.    در خلاصه نویسی نباید عقیده و نظر شخصی خود  را افزود.

-       پرسیدنِ خلاصه ی درس از دانش آموزان در نوشتنِ انشا موجب می شود تا در سخن گفتن مهارت پیدا کنند.

7)   نامه نگاری:

نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد و بنا به ضرورتی برای کسی یا موسسه ای می فرستند.

-       مهم این است که : نویسنده ی نامه باید ، در نظر بگیرد که اگر مخاطب مورد نظر حضور داشت ، چگونه با او سخن می گفت؟

با چه عنوانی ادای احترام و ابراز محبّت و صمیمیت  می کرد ؟ تمام نکات و واژه ها قابل فهم بودن و تناسب سن و اطلاعات علمی و ... را مراعات می کند .

امروزه با توجه به مقتضیات زمان ، ارزش نامه نگاری و لزوم فراگیری این هُز ارزنده بر کسی پوشیده نیست . سروکار همه ی افراد جامعه خواهی نخواهی با ادارات دولتی و شرکت های  خصوصی و ... و همچنین مطلع بودن از حال و احوال دوستان و آشنایان دور و نزدیک و برای رسیدن به چنین منظوری هیچ وسیله ای بهتر و مناسب تر از نامه نگاری نیست.

-       در نامه نگاری بایستی ؛ نام خدا ، نام گیرنده، نام فرستنده ، عنوان نامه ، آدرس دقیق ، تاریخ ، امضا، خوش خطّی ، رعایت موارد اخلاقی، جملات کوتاه و رسا ، عدم تکرار جملات ، نامه به صورت رمانتیک نباشد.

بر علیه کسی یا مرجعی بدگویی و غیبت نباشد ، اَسرارِ کسی را نباید در نامه مطرح کرد .

-       نامه های دوستانه بهتر است دستی نوشته شود . برعکس نامه های اداری باید کوتاه و تایپ شده باشد نهایتاً الصاق تمبر= ایمیل، اس ام اس و.......

8)   انشای تحقیقی:

انشای تحقیقی یا استدلالی ، موضوع این انشاها بحث و تحقیق درباره ی مسائل تعقلی است .  از قبیل مسائل تاریخی، اجتماعی ، اخلاقی ، علمی و ادبی و .... است.

مثال : چگونگی بوجود آمدن«اعتیاد»

ـ چرا از قانون باید پیروی کرد؟

ـ رعایت مقرات راهنمایی و رانندگی

·       چه نکاتی را اید در خلاصه نویسی انشا رعایت نمود؟

1.    اصول و طرح کلی مطالب و موضوعات حفظ شود.

2.    اصالت موضوع و اندیشه ی اصلی نویسنده  باید حفظ شود .

{مثال : نویسنده متنی را در رابطه با مسائل تربیتی نوشته در خلاصه نویسی هم باید مسائل تربیتی مطرح شود}

3.    نکات اصلی که اهداف نویسنده را در بر می گیرد نباید مورد غفلت قرار گیرد.

{شعر ، مثل، خاطره و تجربه ای که نویسنده در رابطه با موضوع مسائل تربیتی مطرح کرده است باید در خلاصه نویسی حفظ شود}

-       توصیه :

همان طوری که برای سخن گفتن لازم است که مطلبی برای گفتن داشته باشیم ، نوشتن نیز چنین است تا شاگرد حرف و سخن برای  نوشتن نداشته باشد ، چگونه می تواند انشا بنویسد؟

آموزگارِ آگاه برای این که شاگرد را آماده ی انشا نویسی کند این است که دانش آموزان را برای نوشتن انشا با سبک و الگو و با روشهای مختلف آشنا نماید و راهکارهای لازم را ارائه نماید . بهترین نمنه  همان متون دروس کتابهای بخوانیم و بنویسیم(فارسی) هست که شاگردان می توانند مانند مطلب کتاب ساده و روان و بی تکلّف بنویسند.

-       انتخاب موضوع انشا خود مسئله است که اگر مطابق سن و فهم و تجربیات و علاقه کودکان نباشد و همچنین تفاوت های فردی مد نظر نبوده باشد ، خود عاملی در افزایش مشکلات دانش آموزان در نوشتن انشا خواهد بود و یا آنها را از نوشتن و اظهار نظر درباره ی موضوع انشا عاجز و ناتوان و محروم خواهد کرد.

·       برای تصحیح انشا چه معیارهای ضروری است؟

در تصحیح انشا باید به نکات ذیل توجه نمود:

1.    آیا دانش آموز اندیشه و مطلب خاصی برای نوشتن داشته است سطح معلومات او در باره ی موضوع تا چه حدّ بوده است؟

2.    آیا برای بیان مطلبِ خود نقشه و طرحی داشته و توانسته است به طور کامل آن را بیان کند ؟ نحوه بیان تفکّر و شیوه  ی استدلال او چگونه است ؟

3.    آیا بیان مطلب با جملات شیرین و روشن و درست انجام گرفته و انشا از غلط های املایی ، دستوری و علایم آیین نگارش خالی است؟ مفهوم و رسا و دور از ابهام هست.

4.    هر مطلبی با توجه به اهمّیت آن  در جای خود قرار گرفته و از تکرار مطلب خودداری شده و انشا به قسمت هایی تقسیم شده و هر قسمت در پاراگرافی قرار گرفته است ؟

-       آیا مقدمه و متن و نتیجه مناسب و دارای ارتباط و نظم منطقی داشته است؟

-       آیا از اصل موضوع خارج نشده است؟

5.    آیا علایم نقطه گذاری رعایت شده است زیبا و پاکیزه و با خطّ خوانا و خوش نوشته شده است؟ فاصله حاشیه دو طرف صفحه رعایت شده است .

6.    آیا زیبایی و لطافت در انشا وجود دارد . نویسنده با آوردنِ مثال زیبا ، تشبیهات، افکارظریف، ضرب المثل ، شعر ، پند و...... موضوع را پروانده است که موجب جذابیت و امتناع خواننده و یا شنونده شده است .

جدول باروم نمره گذاری درس انشا:

1.    برای داشتن مطلب 5 نمره

2.    برای بیان مطلب 5 نمره

3.    برای خالی بودن انشا از غلط های املایی و دستوری و رعایت آیین نگارش  4 نمره

4.    تقسیم بندی انشا و رعایت نظم منطقی در بیان مطلب و عدم تکراری 5/1 نمره

5.    رعایت علائم نقطه گذرای ، و زیبایی و خوانا و پاکیزه بودن 5/1 نمره

6.    زیبایی و لطافت انشا    3 نمره

                                     جمع = 20 نمره                   

[ ۱۳٩٠/٧/۱٥ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن
خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی
زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه
برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد
دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم
کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز

و جاکتابی زیر میزها ، جا نگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح
برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها
برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم
برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن
برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود
برای خنده‌های معلم و عصبانیتش
برای کارنامه.... نمره انضباط
برای مُهرقبول خرداد


دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی‌ام تنگ شده


نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی‌ام را جا گذاشتم


کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟؟؟

[ ۱۳٩٠/٧/۱٤ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت


سلام نازنینان

میلاد با سعادت هشتمین خورشید تابناک امامت حضرت امام رضا (ع) را پیشاپیش به همه ایرانیان عزیز تبریک عرض می کنیم به همین مناسبت  تعدای از سخنان پر ارزش امام رضا (ع) را برای شما گلهای زیباآماده نموده ام که تقدیم می کنم.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

مجموعه سخنان گهر بار  امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود:
خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن
زیاد از همنوعان را دشمن می دارد.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

امام رضا (ع) فرمود:
بیماری برای مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و برای کافر، عذاب و لعنت است،
و بیماری از مؤمن زائل نمی شود تا اینکه گناهی بر گردن او نماند.

 

امام رضا (ع) فرمود:

اولین عملی که از انسان محاسبه و بررسی می شود نماز است، چنانچه
صحیح و مقبول واقع شود بقیه ی اعمال و عبادات قبول میگردد وگرنه مردود خواهند شد.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

 

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

[ ۱۳٩٠/٧/۱٤ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

 

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن ومرد برسیدند.

 

جواب داد:....اگر زن یا مردی دارای (اخلاق)باشند بس مساوی هستند با عدد یک=۱

اگر دارای (زیبایی)هم باشند بس یک صفر جلوی عدد یک می گذاریم=۱۰

اگر(بول)هم داشته باشند۲تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰

اگر دارای (اصل ونصب)هم باشند بس ۳تا صفر جلوی عدد یک می گذاریم=۱۰۰۰

ولی اگر زمانی عدد یک رفت(اخلاق)چیزی به جز صفر باقی نمی ماند وصفر هم به تنهایی هیچ نیست

بس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت !!!!!!!!!!

[ ۱۳٩٠/٧/۸ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
 

 

 

فکر می کنم شما هم بعد از دیدن این صفحه ،

به زیبا و شگفت انگیز بودن ریاضی بیش از پیش

ایمان خواهید آورد ...

 

1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321

 

1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

 

9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888

 

شگفت انگیز بود ، نه ؟ 

 

 

حالا تقارن را ببینید :

1x 1 = 1
11x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321 

 

حالا توجه کنید :

اگر حروف الفبای انگلیسی را :

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26

کلمه ی :                            H-A-R-D-W-O-R-K 

معادل خواهد بود با :   8+1+18+4+23+15+18+11 = 98% 

 

کلمه ی :                           K-N-O-W-L-E-D-G-E

معادل خواهد بود با :   11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96%  

 

اما کلمه ی :                          A-T-T-I-T-U-D-E

معادل خواهد بود با :    1+20+20+9+20+21+4+5 = 100%

 

حالا توجه کنید به :                  L-O-V-E-O-F-G-O-D

که مساوی می شود با :  12+15+22+5+15+6+7+15+4 = 101%

 

منبع :

Shiraz University Alumni Network
[ ۱۳٩٠/٧/۸ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
روشهای حل مساله

 

حل مسئله از دو جنبه اهمیت دارد:

۱-از اهداف مهارتی در آموزش ریاضییات است.

۲-انجام هر فعالیت یا پاسخ دادن به سوال ها و یا تمرین های ریاضی به نوعی حل مسئله است.

مسئله و تلاش برای حل آن جزئی از زندگی هر فرد است.ودر واقع فرایند برخورد با شرایط


زتدگی را حل مسئله می نامند.


دو دیدگاه در آموزش ریاضی در مورد حل مسئله

۱- ریاضی را آموزش دهیم تا به کمک آن دانش آموزان مسئله حل کنند.

۲- آموزش ریاضی را از طریق حل مسئله انجام دهیم.

معلمان ریاضی عزیز همه آگاه هستند که کتاب های ریاضی ابتدایی و راهنمایی فعلی در واقع با

همان دیدگاه اول برنامه ریزی شده اند .یعنی ابتدا معلم ریاضی مفاهیم را آموزش می دهد بعد

تکنیک ها و قواعد و بعد از کسب مهارت در انجام تکنیک ها تعدادی مسئله مطرح می شوند تا

دانش آموز با توجه به دانش ریاضی خود به آن ها پاسخ بدهد.(همون جوری که همه مون آموزش

ریاضی دیدیم)


اما در دیدگاه دوم حل مسئله در آغاز فرایند آموزش صورت می گیرد.

یعنی در واقع معلم با طرح یک مسئله و به چالش انداختن ذهن دانش آموزان شرایط برای

آموزش را مهیا می کندو دانش آموز با درگیر شدن در فرآیند حل مسئله به تدریج مفهوم و با

دانش مورد نظر را مرحله به مرحله تولید می کند و ضمن حل مسئله یک موضوع تازه از ریاضیات

را فرا می گیرد.

[ ۱۳٩٠/٧/۸ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

میلاد کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه(س) مبارک باد

[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

 

هــمـه ےِ ِ قـراردادهــا را کـه روےِ

کـاغـذهـاےِ بـےِ جـان نـمےِ نویسنـــــ....ــــد !

بــعـضےِ از عـهـدهــا را

روےِ قــلـبـــ هـاےِ هــم مـےِ نــویــسـیـمــــ ...

.. حـواستـــ به ایـن عـهـدهـاےِ غـیـر کـاغـذےِ بـاشـد ...

شکستنشـــان

یـک آدمــ را مـےِ شـکند !


زندگی چیدن سیبی است باید چید ورفت

زندگی تکرار پاییز است باید دید ورفت


                                                 زندگی رودی است جاری هرکه آمد
                                                
                                                 شادمان ، کوزه ای  پر کردو رفت...

قاصدک این کولی خانه به دوش روزگار

عاشقی های خود را زندگی نامید و رفت

[ ۱۳٩٠/٧/٥ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش .

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
 
اینجا زمین است... ساعت به وقت انسانیت خواب است.....
و دل...................
عجب موجود سخت جانیست دل....
هزار بار تنگ میشود...میشکند....میسوزد...میمیرد.....
اما باز هم میتپد......

 

می توان هم مثل باران پاک بود می توان پر فایده چون خاک بود

 

می توان توفنده بودن همچو موج می توان پرواز کردن تا به اوج

می توان بودن چو دریا پرخروش می توان بار غمان بردن به دوش

می توان خورشید شد پر نور شد می توان از تیرگی ها دور شد

می توان بار دگر شد مهربان می توان گل کرد در فصل خزان

می توان بر خنده گفتن السلام می توان بر غصه گفتن والسلام

 

 

[ ۱۳٩٠/٧/٤ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد یک امید از ته قلبت به تو گوید که خدا هست هنوز.....

 

 

در روزگاری که
لبخند آدمها به خاطر
شکست توست
استوار باش تا بگریند. . .

 

روزی از روزها ، شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 


اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هرچه دورتر بیفتم

تا هرچه دیرتر بیفتم ، هر چه دیرتر و دورتر بمیرم ،

نمی خواهم حتی یگ گام یا یک لحظه

پیش از آنکه می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم

دکتر شریعتی

 

 

 

 

 


یادم باشد که خدابامن است...

که فرشته ها برایم دعامیکنند...

که ستاره ها شب رابرایم روشن خواهندکرد

که قاصدکی درراه است وبهار نزدیک است...

اگرروزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من همین نزدیکیهاست

ومن تنها نیستم...

***سپاس خدای مهربانم را که نخوانده اجابتم میکند...حال آنکه بارها مرادعوت کرده ومن دعوتش رابی پاسخ گذاشته ام...خدائی که بی نیاز ازمن است ومرا به سوی خویش میخواند حال آنکه من محتاج اویم وصدایش نمیکنم!***

 صفر را بستند “

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

 

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]

بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند

بهین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند

اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند

که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند

 

 

امام صادق(ع):

مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما

با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید

و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید

خدایا بحق امام صادق (ع)، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما/ آمین

 

 شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعضیت

[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
امام علی علیه السلام فرموده است: «به درستی که دانش، سبب زنده کردن دل ها از نادانی، روشنایی بخشیدن چشم ها از کوریِ جهالت، و توان بخشیدن بدن ها از ضعف است». با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، همه ساله میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن دانش، روانه مدرسه می شوند. این تکاپو، جلوه زیبایی به جامعه می بخشد ؛ گویی که خونی تازه به رگ های حیات کشور اسلامی عزیزمان وارد شده است و این چنین تجسم پرمعنایی از نسل آینده به اذهان خطور می کند. نسل فردا باید آن چنان سازنده جلوه کند که در خور فردای ایران باشد. این نسل باید کوله بار تجربه و دانش نسل گذشته را ره توشه خود کند و دمادم بر میزان شعور و آگاهی خود بیفزاید. نسل فردا، باید نسلی توانمند، سرفراز و کوشا و زمینه ساز دولت کریمه مهدوی باشد.

امام باقر علیه السلام در احادیث گوناگون، جامعه اسلامی را به دانش آموزی و تحصیل شناخت دین و دیگر علوم مورد نیاز زندگی فرا خوانده است. آن حضرت در حدیثی می فرماید: «به فراگیری دانش بپردازید؛ زیرا دانش آموزی، عمل نیک؛ طلب علم، عبادت؛ گفت وگو درباره مسائل علمی، تسبیح؛ تلاش برای جستن معرفت، جهاد؛ تعلیم و آموزش آن به دیگران، صدقه؛ و قرار دادن آن در اختیار شایستگان، مایه نزدیکی به خداوند است. دانش، میوه ای بهشتی، انیسی در وحشت، همدلی در غربت، رفیقی در خلوت، راهنمایی در ظلمت ها، یاوری در سختی ها و ارجمندی نزد دوستان است در بیان اهمیت تعلیم و تربیت همین بس که گفته اند تحقق گوهر آدمی، بدان وابسته است. غرض از آفریدن هر موجود، تحقق حالت کمال است و کارایی آدمی در دوره زندگی اجتماعی، به این بستگی دارد که تا چه حد در کودکی و نوجوانی بتواند از پرتو تعلیم و تربیت درست بهره مند شود و به حقیقت وجود خویش پی ببرد. انسان با استفاده از توانایی های بالقوه ای که در خود دارد و امکاناتی که جامعه در اختیار او قرار می دهد، و نیز در اثر تربیت اسلامی، می تواند حقیقت وجود خویش را بشناسد و به مرحله ادراک معقولات برسد و به یاری اندیشه و از روی اراده، ارزش را از ضدارزش باز شناسد و برگزیند، تا به کمال معنوی برسد که هدف نهایی آموزش و پرورش است. عناصر فرهنگی هر جامعه، از راه آموزش و پرورش شکل می گیرد. آموزش یا تعلیم، هر گونه فعالیت برای ایجاد تغییری مثبت در ادراکات فرد است.

امید است در سال تحصیلی جدید که به فرمان مقام معظم رهبری به سال جهاد اقتصادی مزین شده است   تمامی دانش آموزان عزیز و فرهیخته ایران اسلامی  با الهام از منویات آن رهبر فرزانه وبا عنایت به چشم انداز رفیع ایران سرفراز  با تلاشی مضاعف در سنگر علم ومعنویت گام برخواهند داشت

[ ۱۳٩٠/٧/۱ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ ابوالفضل خسروشاهی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مجتمع آموزشی وپرورشی شهید بهشتی منطقه مهردشت با پوشش روستاهای اشن(عدل وشهیددرویشی) گل دره(هدایت وشهیدایزدیخواه) درسال 1389 تاسیس گردید.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب